Sunday, March 29, 2026

دوست

مسلم

در بین همه هیاهوی این دنیا و آدمهاش یهو‌گاهی پیامی دریافت میکنی که تو رو میبره و پرتت میکنه به دنیای خیال و روحت رو زنده میکنه. انسان هست و روتین هاش و هر کسی برای خودش روتینی داره، اتفاق های ثابتی که دوست داری مدام تکرار بشن و بهشون دلت خوشه، اصلا کل طبیعت دل خوش به همین اتفاق های تکراریه و بهار های مدام و پاییز هایی که هنوز تکرار میشن. تکرار و روتین اصلا برای من اتفاق ناگواری نیست، چه بسا اینکه گاهی خیلی برام مهم هستن و دوست داشتنی. یکی از بهترین روتین هایی که دارم تو زندگی، شنیدن ساری گلین مسلمه برای روز تولدم و اون هم به حق کم نذاشته تا به حال، از پارسالش و ساری گلینی که برام فرستاد از سر کوه و سالهای قبل که هنوز به اشتیاق سازش رو بغل میکرد و در مهمونی هام منو سرمست حضور و سازش میکرد تا امسالی که این ویدئو رو برام فرستاد. برای من به گاه دلتنگی و غربت (نه از دوری که از تماشای مردم و انقباض اندیشه ای که گویی بخشی از سرنوشت محتوم انسان شده) همین بس که مسلم به دنبال کوهی و یا روخونه ای میگرده تا خلوتی پیدا کنه، آنچنان که دوستیمان رو شایسته است و بشینه و به رسم روتین هر ساله مان ساری گلین رو برام بخونه و ویدئو بگیره و بفرسته تا باز روح من رو در این سرزمین دور دور دور تسخیر کنه با عشقی که در طنین صداش موج میزنه. من رو از دنیا همین بس که دوستانی مثل مسلم دارم که تنها یادشان و اندیشیدن به اونها من رو سرشار از زندگی و عشق میکنه. مسلم عزیزم، به گرمی در آغوشت میگیرم و روی گلت رو میبوسم و سپاس از اینکه در زندگی من جاری هستی بسان سردآبرود و بی شمار چشمه های جوشان کوهستان های وطن و باز یادش بخیر ، آن شب عجیب و به هنگام عکاسی از اون‌ امامزاده توی مازندران و‌ اون سقوط و پرتگاه……و اون لحظات میان مرگ و زندگی و اون ریشه درخت. دوستی با تو‌ مسلم برای من حکایت همون ریشه درخته ، بر آمده از دیواره ای که نه حافظ جان که اینجا حافظ روحه در همه پرتگاه های زمانه.

No comments: