Sunday, March 29, 2026

زخم ها

زخم ها

گاهی زخم ها آنچنان عمیق بر تن انسان‌نشسته اند که گویی بخشی از وجود او‌گشته اند. با آن زخم ها خو‌گرفته و زیسته اون ها رو. 

لحظاتی که دستی به ناگاه بر روی اونها کشیده میشه تازه یادت میوفته که چه عمقی دارند و چگونه روح تو‌ رو تسخیر کرده اند، چگونه بر اعماق وجودت ریشه کردن و چه درد عمیقی رو تجربه میکنی. اما همه زندگی راهی به پیش رو است و مسیری در راستای کمال انسان و بایستی واقعیت وجود اون درد رو پذیرفت و در آغوشش گرفت و برای رهایی از اون تلاش کرد. درد ها یادآور اندوه در انسان اند، و نه هر اندوهی در پی رفتاری است از بیرون، گاهی و چه بسا در بسیاری از مواقع اندوه بازتاب درون خود ماست، بازتاب اندیشه ما و همچون چراغی اند به عمق تاریکی درونمان و چه خوب که این درد و اندوه هست تا ما را به عمق تاریک وجودمان رهنما شود. 

در هیچ جای زندگی در بیرون خودم نجستم ریشه های درد رو…در هیچ کجا راهی نیافتم بر پایان اندوهی که از درون خود من نشأت گرفته و تنها این منم، این من با همه زخمهایم که شاید بتواند مرحمی یابد بر آن زخمها… اما مرا هیچ چاره ای نیست که باید بیابم راه گذر از درد را تا به آن زمان نزدیک شوم که شاید و تنها شاید شادی آنِ من باشد. 

No comments: